خرید بک لینک

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

پسوريازيس (داءالصّدف - بیماری صدف - قوبا)

مقدّمه

بیماری صدف یا به قول امروزی ها، پسوریازیس، بیماری ناشناخته ای نیست و قدمش از سال های دور به جسم انسان ها باز شده است. امّا شیوع بسیار زیاد و انفجاری آن، پیشکش زندگی به سبک غربی و درمان هایی به شیوه طبّ به اصطلاح مدرن است؛ شیوعی که صدالبته و به مانند بسیاری از بیماری های دیگر، گسترشی روزافزون دارد.

مدّتی بود که به دنبال قلمی کردن گفتاری در این مورد بودم و توفیق، رفیق راهم نمی شد تا این که مقاله ای وزین را در این باره به قلم دکتر کردافشاری مشاهده کردم. لذا تصمیم گرفتم این مقاله را به عنوان پایه کار قرار داده نظرات اصلاحی خود را به آن اضافه کنم. حاصل کار این شده است که می بینید. البته برای مقایسه این مقاله با مقاله اصلی، می توانید به نشانی منبع مقاله مراجعه کنید.

پسوريازيس از دیدگاه طب جدید



پسوریازیس يك بيماری شايع پوستی مرتبط با سيستم ايمني بدن است كه با پلاكهايی همراه با پوسته های نقره ای رنگ مشخص می شود. در این بیماری، سرعت تکثیر و رشد سلولهای پوستی به صورت نامتناسبی بالا می رود و در نتيجه، چندين لايه سلول مرده در سطح پوست تجمع پيدا میكنند كه همان پوستههای پسوريازيس را تشكيل می دهند. این بیماری اشكال گوناگون و با شدت های متفاوت دارد اما شايعترين شكل آن یعنی پسوريازيس معمولی به صورت پلاكهای قرمز رنگ با پوستهريزی قابل توجه، اغلب در سر، آرنجها، ساعدها، زانوها و ساير نواحی تحت فشار ديده می شود. گاهی اوقات پلاك های فوقالذكر بخش قابل توجهی از سطح پوست را درگير میكنند.

پسوريازيس در ايران نیز جزو بيماریهای شايع پوستی می باشد.

عوامل متعددی به عنوان عامل مسبّب یا مشدّد این بیماری مطرح شده است؛ از جمله:

وراثت؛ برخی عفونت ها ازجمله گلودردهای چرکی؛ موقعیت جغرافیایی و آب و هوا(ضایعات پسوریازیس در هوای سرد، تشدید و در هوای معتدل یا گرم و مرطوب، بهبود می یابد.)؛ استرس های روحی؛ صدمات فیزیکی؛ عوامل هورمونی و متابولیک(بلوغ و یائسگی باعث تشدید ضایعات هستند و حاملگی، باعث تخفیف آنها.)؛ برخی داروها(ترکیبات لیتیوم، داروهای بتا بلوکر- مانند پروپرانولول-، ترکیبات ید، کلروکین و ... )؛ خوراکی هایی مانند قهوه؛ سن(حداکثر شیوع در 10 تا 30 سالگی) و ....

آیا این بیماری مسری است؟

یکی از بدترین موارد مربوط به پسوریازیس این است که دیگران گمان می کنند این بیماری مسری است و در نتیجه از بیمار دوری می کنند، درحالی که چنین نیست. این اجتناب افراد از ارتباط با بیمار بسیار ناراحت کننده است چرا که او تصور نامناسبی از خود پیدا می کند. این مساله ممکن است باعث عصبانیت، خجالت زدگی و یا ناامیدی و استرس و اضطراب در بیمار شود که این حالات، خود می توانند زمینه ساز تشدید این بیماری شوند.

در حال حاضر اين بيماری در طب رایج درمان قطعی ندارد و تنها با داروها و روشهای مختلف، قابل کنترل است. این درمان های تسکینی اغلب با موارد متعدّد عود بیماری همراهند.

كورتيكواستروئيد(کورتون)های موضعی معمولاً شايع ترين داروهایی هستند كه برای کنترل پسوريازيس استفاده می شوند. این داروها، التهاب و تحريك پذيری پوست را کاهش می دهند. خيلی از اوقات، پزشك، تركيبی از يك داروی از بين برنده لايه شاخی (كراتوليتيك) و استروئيد موضعی را برای بیمار تجويز ميكند.

نكته مهم در مصرف كورتيكواستروئيدهای موضعی آن است كه غالباً پس از مدتی، ديگر آن پاسخ مطلوب ابتدايی حاصل نمی شود، ضمن آنكه خطر نازك شدن پوست در اثر مصرف اين داروها نيز وجود دارد. همچنین با تداوم مصرف این داروها و به دلیل جذب آنها از راه پوست، ممکن است عوارض عمومی مصرف کورتون ها هم آشکار شوند؛ این امر به ویژه در مورد مصرف کورتون های قوی(مثل کلوبتازول) صادق است.

برچسب: نویسنده: کسری پارسامنش تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 0:24

صفحه بندی